السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

327

تفسير الميزان ( فارسي )

رسيد ، آيه شريفه : * ( « فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ » ) * نازل شد ، يعنى چه در حال ايستاده ، و چه نشسته چه خوابيده اما در هر حال تنها از يك صمام . « 1 » مؤلف : اين معنا به چند طريق از صحابه روايت شده ، كه سبب نزول آيه اين بوده ، و روايتى هم از حضرت رضا ع مطابق آن گذشت . و اينكه فرمود : از يك صمام معنايش از يك مجرا و سوراخ است كنايه از اينكه تنها از فرج باشد ، چون روايات بسيارى از طرق اهل سنت وارد شده كه نزديكى با زنان از مجراى پشت را تحريم كرده ، و اين معنا را به چند طريق از عده اى از صحابه رسول خدا ص روايت كرده‌اند ، و قول ائمه اهل بيت هر چند جواز با كراهت شديد است ، بطورى كه اصحاب اماميه به طرق خود كه تا ائمه دارند آن را روايت كرده‌اند ، الا اينكه همانطور كه گفتيم هيچ يك از ائمه در حكم مساله به آيه : « * ( نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ ) * . . . » تمسك نكرده‌اند ، بلكه به گفتار لوط پيغمبر تمسك كرده‌اند ، كه فرمود : « هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ » « 2 » تمسك كرده‌اند ، چون لوط با اينكه مىدانست قومش جز لواط را نمىخواهند دختران خود را عرضه كرد ، و در قرآن كريم آيه اى براى نسخ اين حكم نيامده . و با اين حال مساله در روايات صحابه مورد اختلاف است ، از عبد اللَّه بن عمر و مالك بن انس ، و ابى سعيد خدرى ، و جمعى ديگر روايت شده كه به جواز آن فتوا مىدادند ، و به آيه « * ( نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ ) * . . . » تمسك مىكردند ، حتى از ابن عمر روايت شده كه گفته است : اصلا آيه نامبرده براى همين جهت نازل شده . در الدر المنثور از دارقطنى ( در كتاب غرائب مالك ) و او با ذكر سند از نافع روايت كرده كه روزى ابن عمر به من گفت : اى نافع اين قرآن را نگه دار ، و گوش بده تا بخوانم ، و از حفظ خواند تا رسيد به آيه : * ( « نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ » ) * در اينجا به من گفت : اى نافع مىدانى در باره چه كسى نازل شده ؟ گفتم : نه ، گفت : در باره مردى از انصار كه با زنش از عقب او وطى كرده بود ، و در بين مردم عملى زشت تلقى شده بود ، خدا اين آيه را فرستاد ، گفتم : يعنى مىخواهى بگويى از عقب در جلو همسرش قرار داده بود گفت نه رسما در عقب او . « 3 » مؤلف : در الدر المنثور اين معنا را از ابن عمر به چند طريق روايت كرده ، آن گاه مىگويد :

--> ( 1 ) الدر المنثور ج 1 ص 261 ( 2 ) سوره حجر آيه 71 ( 3 ) الدر المنثور ج 1 ص 266